تبلیغات
سر دو راهی
سر دو راهی
در آیینه رفتم که بگیرم خبر از تو دیدم در آیینه جز تو کسی نیست
 
سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : مهدی

پدر که باشی

به جرم پدر بودنت , حکم همیشه دویدن برایت میبرند
بی اعتراض به حکم فقط... میدوی! و در تنهایی ات نفسی تازه میکنی

پدر که باشی

در بهشتی که زیر پای تو نیست باز هم دلهره هایت را مرور میکنی
درهر چین و چروک صورتت یه قصه از زندگی خوابیده و درعمق نگاهت یه انتظار و چشم به راهی است بی پایان





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مهدی

این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد

یک نفر را کشف کند!

زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند...

آدم های امروز، دوستی های کنسروی می خواهند :

یک کنسرو

که فقط درش را باز کنند

بعد یک نفر...شیرین و مهربان

از تویش بپرد بیرون

و هی لبخند بزند

و بگوید

حق با توست ....







نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 16 فروردین 1391 :: نویسنده : مهدی
بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم !

بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل !

با دلت ، دل حکم کن !

حکمِ دل :

هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم ...

... ... دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود ... پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم .

این دلِ من !

رو بکن حالا دلت را !

دل نداری ؟!

بُر بزن اندیشه ات را ...

حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم




نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 26 اسفند 1390 :: نویسنده : مهدی

این روزهای آخر سال دلـــــم می‌گیرد

برای كسی كه از همه ی ما مشتاق‌ تر بود برای آمدن

ولی باز هم، عمر سال به اتمام رسید و عمــر غیبت او به اتمام نرسید !

و ما دفتر سال را بی حضور او می‌بندیم...

چه غم‌انگیز است این روزهای آخر سال بی حضور او ...

----------------------------------------------------------
❤ 「الــلــهم عجــل لولیکــــــ الــفــــرج」 ❤







نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 18 اسفند 1390 :: نویسنده : مهدی

خدایا مرا ببخش اگر صدایت نمیزنم! فراموشت نکرده ام...

خدایا مرا ببخش اگر چیزی از تو نمی خواهم! همه چیز را از تو گرفته ام...

خدایا مرا ببخش اگر طنابم را گسسته ام! پوسیده بود محکمترش را می خواهم...

خدایا مرا ببخش اگر به سوی دیگری میروم! در این سو رهیافتگان کمترند...

خدایا مرا ببخش اگر آتش عشقت را با اشک هایم بیرون می رانم!دارم شعله ور

 می شوم...

خدایا مرا ببخش اگر خود پرستم! در وجودم تو را یافته ام...

خدایا مرا ببخش اگر به دنیا دل بسته ام! در شوره زارش رد تو را می جویم...

خدایا مرا ببخش اگر در عشقت کفر می گویم! قلبم گنجایش این همه رحمت را ندارد...

خدایا مرا ببخش اگر چشمانم را بسته ام! میخواهم امشب خواب تو را ببینم...





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها :


چهارشنبه 10 اسفند 1390 :: نویسنده : مهدی
.

بترسید از گناه در حضور شاهد، آن هم شاهدی که فردا خودش " قاضی " است.

 







نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 2 اسفند 1390 :: نویسنده : مهدی

..مرد ها سکوت می کنند

نمی توانند وقتی که ناراحت هستند

گریه کنند و بهانه بگیرند

..اون ها نمی توانند به تو بگویند من رو بغل کن تا آروم بشم

..نمی توانند بگویند دلشان می خواهد در آغوش تو گریه کنند

ممکن است خیلی تو رو دوست داشته باشند

:اما نمی توانند صداشون رو مثل دختر بچه ها کنند و جیغ بزنند و بگویند

{{
عاشششقتم}}

..او همه این ها رو قورت می دهد که بگوید یک مرد است

یک آدم محکم که می تواند تکیه گاهت باشد

اما شما نگاه به قوی بودنش نکنین

!...توو قلبش یه بچه زندگی میکنه

...





نوع مطلب : اشعار عاشقانه، 
برچسب ها :


سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : مهدی

حال من بد نیست غم کم می خورم...

حال من بد نیست غم کم می خورم کم که نه! هر روز کم کم می خورم

آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند
خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی؟ آفتاب!!!!
خنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند
دشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد یک شبه بیداد آمد داد شد
عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام
عشق اگر اینست مرتد می شوم خوب اگر اینست من بد می شوم
بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم! دیگر مسلمانی بس است
در میان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ی مردم شدم
بعد ازاین بابی کسی خو می کنم هر چه در دل داشتم رو می کنم
نیستم از مردم خنجر بدست بت پرستم، بت پرستم، بت پرست
بت پرستم،بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه ی بازار ماست
درد می بارد چو لب تر می کنم طالعم شوم است باور می کنم
من که با دریا تلاطم کرده ام راه دریا را چرا گم کرده ام؟؟؟
قفل غم بر درب سلولم مزن! من خودم خوشباورم گولم مزن!
من نمی گویم که خاموشم مکن من نمی گویم فراموشم مکن

من نمی گویم که با من یار باش من نمی گویم مرا غم خوار باش
من نمی گویم،دگر گفتن بس است گفتن اما هیچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شیرین! شاد باش دست کم یک شب تو هم فرهاد باش
آه! در شهر شما یاری نبود قصه هایم را خریداری نبود!!!
وای! رسم شهرتان بیداد بود شهرتان از خون ما آباد بود
از درو دیوارتان خون می چکد خون من،فرهاد،مجنون می چکد
خسته ام از قصه های شوم تان خسته از همدردی مسموم تان
اینهمه خنجر دل کس خون نشد این همه لیلی،کسی مجنون نشد
آسمان خالی شد از فریادتان بیستون در حسرت فرهادتان
کوه کندن گر نباشد پیشه ام بویی از فرهاد دارد تیشه ام
عشق از من دورو پایم لنگ بود قیمتش بسیار و دستم تنگ بود
گر نرفتم هر دو پایم خسته بود تیشه گر افتاد دستم بسته بود
هیچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه!
هیچ کس از حال ما پرسید؟ نه! هیچ کس اندوه مارا دید؟ نه!
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت:
"
ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 15 بهمن 1390 :: نویسنده : مهدی

 

خدا را گفتم
بیا جهان را قسمت کنیم :
آسمان برای من ابرهایش برای تو
دریا برای من موج هایش برای تو
ماه برای من خورشید برای تو

خدا خندید و گفت :
تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
من هم برای تو





نوع مطلب :
برچسب ها :


یگانه معبود هستی ام تو را دوست می دارم

تو را به خاطر وجودت، دوست می دارم

تو را به خاطر اینکه وجودم ز توست، دوست می دارم

تو را به خاطر سروریت، دوست می دارم

آقای من تو را به خاطر عظمتت دوست می دارم

تو را دوست می دارم چون فقط تو لایق دوست داشتنی و بس...

تو را با تمام وجود دوست می دارم

آنگاه که حس می کنم معبود رحیمی چون تو دارم تو را دوست می دارم

ای آشنای غریبه تو را در همه ی لحظات دوست می دارم

تو را آنگاه که صدایت می کنم و حتم دارم که می شنوی، دوست  می دارم

تو را به خاطر حضورت در قلبم، تو را به خاطر آرامشت، دوست می دارم

بزرگا  تو را با وجود سیاهی قلبم،زشتی اعمالم،دوست می دارم

تو را چون تویی و هیچ همتایی نداری، دوست می دارم

معبودم تو را بی بهانه دوست می دارم...





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 7 بهمن 1390 :: نویسنده : مهدی

ایا می خواهید سن مغز خود را بدست آورید؟


به لینک زیر مراجعه کنید و روی دکمه استارت کلیک کنید.بعد از یک آماده باش ۳ – ۲ – ۱ بایستی جای اعداد رو که چند لحظه نمایش داده می شه به خاطر بسپارید و سپس بر روی مکان آنها به ترتیب از کم به زیاد کلیک کنین! بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عکس العمل و درستی اون محاسبه و نمایش داده می شود .


http://flashfabrica.com/f_learning/brain/brain.html





نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها :


سه شنبه 4 بهمن 1390 :: نویسنده : مهدی

یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد

راهی نرویم که بیراه باشد

خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را

یادمان باشد که روز و روزگار خوش است

همه چیز روبه راه و بروفق مراد است و خوب

تنها ، تنها دل ما دل نیست ..........

آره ....................

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 30 دی 1390 :: نویسنده : مهدی

    

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم ، نسل خوابیدن با اس ام اس ، نسل درد و دل با غریبه های مجازی ، نسل لایک و پوک از روی قرض ، نسل کادو های یواشکی ، نسل پول ماهانه ی وی پی ان ، نسل هل توی مترو ، نسل " شینیون " زیر روسری ،نسل " copy , paste " ، نسل عکسای لختی در ساحل دوبی ، نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی ، نسل فتوشاپ ، نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس ، نسل سوخته ، نسل من ، نسل تو ! یادمان باشد ، هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم ، بین عذاب هایمان ، مدام بگوییم ، یادش بخیر ، دنیای ما هم همین طوری بود .......!!!!

 

 





نوع مطلب : جالب، 
برچسب ها :


سه شنبه 27 دی 1390 :: نویسنده : مهدی
?

 

جمعهء ساکت
جمعهء متروک
جمعهء چون کوچه های کهنه، غم انگیز
جمعهء اندیشه های تنبل بیمار
جمعهء خمیازه های موذی کشدار
...
...جمعهء بی انتظار
جمعهء تسلیم

خانهء خالی
خانهء دلگیر
خانهء در بسته بر هجوم جوانی
خانهء تاریکی و تصور خورشید
خانهء تنهائی و تفال و تردید
خانهء پرده، کتاب، گنجه، تصاویر


آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این جمعه های ساکت متروک
در دل این خانه های خالی دلگیر
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت

فروغ فرخزاد




نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 14 دی 1390 :: نویسنده : مهدی
آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است
حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا

زمین خورده ام




نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مهدی

نویسندگان
پیوندها
احساس واندیشه
با که گو یم که در این پرده چه ها می بینم
ツ!حرف هایم باتوツ!
سکوت شب ..
جدایی هرگز
وبلاگ جواد
وخدایی که دراین نزدیکیست...
دریای خاطره
تنهای تنها
sweet girl
پیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک
اتوبوس سبز
من با همه فرق دارم
ساحره
همه ناز
ستاره باروون
عاشق تنها
زندگی کن و لبخند بزن
دل سوخته
دل من و یه راه پرستاره
ღ Cup Of LOVE ღ
black&white
هر چی بگی
عشق بارانی
دلتنگی
غروب دریا دلان
دخمل خوب!!!!!!
زندگی شخصی من....
داستانهای کوتاه
روزانه
پروانه ها
-Flower-
دلتنگی های تارا
عاشق تنها
باغ دلتنگی
nice
آثار شادمهر عقیلی
Lone Sky
شکوفه های صورتی
فریاد عشق
زندگی صحنه زیباییست
شعرهای عاشقانه
سیب سبز
یه کلام حرف حساب
دل نوشته
خیس تر از باران
only for
عشق،رقص زندگیست
fafa-shadune
دل نوشته های من
طلوع عشق
به قلم آنها که به بهــشت نمی روند ...
تنها در تنها
خیلی دور خیلی نزدیک
بنویس
رهگذر غریب
جاودانه ها
آرام سرای مینا
اشوان
چـــشـــم دلـــم بــــودی
حرفهای ناتمام
مژده
شیطونی
کلبه تنهایی
حرفهای ناتمام
حس عشق
كلبه رویایی
golha hargez khiyanat nemikonand
در مورد اسمتون
عشق یعنی...
کلبه تنهایی من
شب سکوت... تنهایی
خداپرستی و اسلام گرایی و دموكراسی
برای دلم
هم خاطره
هزاران جوک
سایت تغییر چهره
بهترین قالب های وبلاگ
همه پیوندها

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس